ای بابا...
بالاخره من نفهمیدم بگردم یا نگردم...
برچسب:
نویسنده: سام پورعلی
.
.
.
از میان برخیز...
برچسب: نباش,
نویسنده: سام پورعلی
.
.
.
مسیحا برزگر
برچسب: خود,
نویسنده: سام پورعلی

از تو شروع شد...تو رو نمیدیدم این جریانات هم نبود...
خدا بگم چیکارت کنه استیون
.
.
.

برچسب:
نویسنده: سام پورعلی
دوباره شوک....
.
.
یا خدا...چقد حسود بودمو و خبر نداشتم...
نمیدونم حسادته یا اینکه امیدم بر باد رفت یه دفعه این حالتو درونم احساس کردم و اسمشو حسادت گذاشتم...(ازونجایی که آدمیزاد عادت داره رو همه چی اسم بذاره.یه احساسی هم که درخودش میبینه سریع اسم میذاره روش.دریغ از توجه که ببینه چیه اصن...یه مثالش هم میتونه عاشق شدن باشه...یه احساسی بهش دست میده بعد فکر میکنه عاشق شده...اسمشو میذاره عشق...جمع کنید بساطتونو بابا...اه...)
به هرحال: اعوذبالله من الحسادت
برچسب: یاخدا,
نویسنده: سام پورعلی
با این وضعیت، واقعا یک نیروی فرابرتری باید باشد که دست آدمو بگیره نره تو باقالیا...
.
.
.
#احساس نفهمی و ناتوانی
برچسب: فرابرترا,
نویسنده: سام پورعلی
خدای تعالی همه چیز را به یک کس نداده و زمام همه مراد در کف یک دست ننهاده. هیچ کس نیست که وی را خاصه داده که دیگران را نداده است و در وی خاصیتی نهاده که در دیگران ننهاده، هر کس را به داده خود خرسند باید بود و به یافته خشنود.
.
.
.
بهارستان/جامی (بخشی از حکایت طاووس و کلاغ)
[ جمعه ۱۳۹۶/۰۵/۱۳ ] [ 10:28 ] [ نسیم ]
برچسب:
نویسنده: سام پورعلی
برچسب:
نویسنده: سام پورعلی
برچسب:
نویسنده: سام پورعلی
.
.
.
مسیحا برزگر
برچسب:
نویسنده: سام پورعلی
.
.
.
بخشی از آیه 70/سوره انفال
برچسب:
نویسنده: سام پورعلی
برچسب:
نویسنده: سام پورعلی
برچسب:
نویسنده: سام پورعلی
قبلش که معلوم نبود هیچی...حالا هم که ماه اومده درست جلوی پنجره من دیگه ماه گرفتگی تموم شده

برچسب:
نویسنده: سام پورعلی
برچسب:
نویسنده: سام پورعلی